باز باران بی ترانه

باز باران با تمام بی کسی های شبانه

میخورد بر مرد تنها میچکد بر فرش خانه

باز می آید صدای چک چک غم،باز ماتم

بی تبسم ، بی تکلم

زندگی اندر غم و اندوه و ناله

گاه عشق و گاه نفرت

گاه امید گاه حسرت

کاش می شد زندگی کرد عاشقانه ، دوستی کرد صادقانه

خوبی کرد بی بهانه ، بی توقع از زمانه .....................

 




برچسب‌ها:

تاريخ : چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391 | 09:48 | نویسنده : mohammadmusavi | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران